واااااااااااای...املوز تولد من بود
، اینقد خوش گوذشت
...یه عااااالمه هم کادوهای خوگشل خوگشل گیلم اومد
...همه همسایه ها تو جشن تولدم بودن...همه ی نینیای مهد هم دهوت شوده بودن...کامی هم طبخ مهمول خونه ی ما پلاس بود...مملی هم با مامانش اومده بود...یه کت شلوال کوچولوی سیاه با یه کلاوات قلمز پوشیده بود...انقد خنده دال شوده بود
! کامی با همه ی دختلای مهدمون لوبوسی کلد
...! بابا از بیلون یه کیک گونده خلیده بود...پنج تا شمع هم لوی کیک بود...چونکه من دیگه پنج سالم شوده
...موقع فوت کلدن شمها ، تا من خواستم فوت کونم کامیه بی ادب هملو فوت کلد
...! بهد خاله صهبا کیکو تخسیم کلدو همه کیک خولدیم
!
بهد چلاغالو خاموش کلدیم و یکی یه دونه فشفشه به نینیا دادیم تا تو تالیکی هی تکون تکون بدن و بلخسیم
...شیلا هم بلف شادی میزد...بهد همه از اون توخمه مولق لنگی ها بلدشتیم و زدیم تو سخف...از اونا که از توشون بلف میاد بیلون
...بهد که توخمه مولقا تموم شود کامی ازمن پولسید : محشل دیگه توخمه مولق ندالین...؟ منم گوفتم: چلا تو یخچال دالیم
...بهد کامی لفت از تو یخچال دو تا توخمه مولق آوولدو انداخت هوا...!وختی چلاغا لو لوشن کلدیم دیدیم که دو تا توخمه مولق لو سل بابا شکسته و زلده ی توخمه مولق از صولتش آویزونه
...! کامیه دولوغگو گوفتش که کال مملی بوده
...!
وختی داشتیم میلخسیدیم عمه دیبا لو دیدم که یه گوشه وایساده و همش منو نیگا میکنه
...انگال داشت گلیه میکلد...بهد بابا لفت طلفش و گوفت : هــــــــــــــــی... کمون... چلا دالی گلیه میکنی ..." گودبای پالتی" که نیومدی...تولده...باید خوشحال باشی...!بهد عمه دیبا گوفت:چلا این بچه تو این سن و سال نباید سایه ی مادل بالا سلش باشه
...!
وسطای جشن کامی میخواست بله دسشویی...ولی بلد نبود دکمه شلوالشو خودش باز کونه
...بهد مامانش گوفت: قلبونت بشم...الان خودم میاد دکمه شلوالتو باز میکنم...! بهد کامی گوفت: نــــــه...تو نیاااااااااااا...خاله صهبا بیااااااااد شلوالمو دل بیاله
...!!!
عمو مانی فیلملدالیه جشن لو بل عوهده گلفته بود و ازمون عسک میگلفت...ولی نمی دونم چلا همش دولبین لو شیلا بود
... وختی مهمونی تموم شد و همه لفتن،عسکای دولبینو لیختیم تو کامپویوتل، بهد منو بابا و شیلا و خاله صهبا نشستیم عکسا لو نیگا کلدیم
... عمو مانی همش از سخف و پاهامون عسک گلفته بود و بخیه عکسا هم از شیلا بود...من تو هیج کودوم از عسکا نبودم
...! من نمی دونم کامی زیل صندلیه خاله صهبا چی گوم کلده بود که همش اون زیل لو می گشت
...!