دیلوز که بابا سل کال بود من لفتم یواشکی آلبوم عسکای علوسیه بابا و مامانو نیگا کلدم
! خدایی مامان عجب تیکه ای شده بود اون شب
! ولی هل چی نیگا میکلدم تو عکسا، انگال من نبودم تو علوسیشون ! کجا بودم پس
؟!!! حتما" موقع عسک گلفتن توی اون اتاق بودم!... آله
!
املوزتیفیلیزیون کالتون " هاچ زنبول عسل" لونشون داد...من خیلی از این کالتون خوشم میاد...چون هاچ هم مثه من دنپال مامانشه...من هی با اون همذات پندالی میکنم !
منو بابا هل جمبه میلیم خلید...بعد والد یه مغازه که شدیم یه مامانه یه نینی داشت که تو بغلش بود... بعد نینیه تا منو دید خیلی جدی گفت : تتله پته ته له ته ته... ! من از خنده افتادم لو زمین
...نینیه یه نگاه عاقل اندل سفیه به من کلد مث اینکه من زمون آدمیزاد حالیم نمیشه! بعد با آخم گفت : تتله پته...؟؟!! من باز منفجل شدم از خنده ! بعد با مامانش لفتن بیلون از مغازه...وقتی داشت میلفت باز داشت یه چیزایی می گفت که فکل کنم داشت فحش میداد !